به گزارش شهربانو، زن که باشی، آن هم در سال ۱۳۱۴، برایت مقدر کردهاند که مثلا خروسخوان بیدار شوی و شوهرت را راهی کسبوکار کنی. بعد هم تا آفتاب بالا نیامده، کارهای خانه را دست بگیری و ظهر نشده، حیاط شسته، اتاقها رفته و ناهار ظهر روی اجاق باشد و پای چاقکردن قلیان باشی تا با خانم همسایه خستگی بگیری. اما ۲۸ خرداد که میشود، این تو هستی که تقدیر را با بیرونرفتن از خانه رقم میزنی. این تو هستی که بساط چای و ناهارت را به صحن مسجد میآوری. این تو هستی که چادر و شیون و نالهات را به میدان میآوری و تقدیر جدیدی را برای شهر و تاریخ رقم میزنی.
آنطور که اسناد تاریخی میگویند، همهچیز از یک بخشنامه در ۲۸ خرداد ۱۳۱۴ شروع شد؛ بخشنامهای که دولت محمدعلی فروغی صادر کرده بود تا براساس آن، خوابی را که رضاخان برای فرهنگ مردم دیده بود، با تغییرات در پوشش و همچنین نحوه برگزاری مراسم تعبیر کند. بخشنامه آمرانه دولت فروغی که به پشتوانه اجرایی شخص رضاخان اعلام میشد، چیزی نبود که اجرایش برای مردم ایران آسان باشد و در این میان، مشهدیها پیشتاز اعتراض شدند.
محمدعلی شوشتری، خفیهنویس (گزارشنویس مخفیانه حکومت) عصر رضاشاه که در این زمان در مشهد مأموریت داشته است، در اینباره مینویسد: «اجرای حکم در مشهد تا حدی مشکل بود. زیرا عوامل مخفیه و متدینین و مجاورین به جنبوجوش افتاده، عنوان «من تشبه بقوم فهو منهم» را پیش گرفته سِرّا و علنا بنای اعتراض را گذاردند.»
علمای مشهد جلساتی برای بحث و گفتوگو درباره این بخشنامه برپا کردند. در یکی از این جلسات که در منزل آیت الله سیدیونس اردبیلی تشکیل شده بود، پیشنهاد شد که آیتالله سیدحسین قمی به تهران برود و با رضاخان درباره توقف اجرای بخشنامه و تغییر لباس مذاکره کند. ایشان در هشتم یا نهم تیر به تهران رفت و پس از ورود به باغ سراجالملک، نیروهای دولتی باغ را محاصره کردند و در کنترل درآوردند و آیتا... سیدحسین قمی ممنوعالملاقات شد.
روحانیان مشهد در اطلاعیههایی از مردم خواستند که با اعتراض به سیاست مذهبی و اجتماعی رضاخان و محدودیتی که برای آیتا... قمی بهوجود آورده است، دست به اعتصاب و تحصن بزنند و در مسجد گوهرشاد گرد هم آیند. خود نیز تصمیم گرفتند در آن مسجد به مردم بپیوندند و هر روز یکی از آنها درباره اوضاع جاری کشور برای مردم سخنرانی کند.
پس از اطلاعیه علما، زنان شهر هم اعلام حضور کردند و به میدان آمدند. مسجد پیرزن هم که وسط مسجد گوهرشاد است، پایگاهشان شد. غلامحسین بقیعی در اینباره میگوید: «.. در وسط مسجد گوهرشاد یک چهارگوشی بود که نیممتر از کف حرم، از کف صحن مسجد بالاتر بود. اونوقت دورتادور این حجرههای سنگی درست کرده بودند، خیلی قشنگ که این اسمش مسجد پیرزن بود. در جریان قیام، زنان آنجا را چادر زده بودند. شلوغ بود و وسایلی که میآوردند برای پختوپز، برای چایی و سماورهای گنده گذاشته بودند و پذیرایی میکردند.» (مصاحبه با غلامحسین بقیعی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی)
شیخمحمدتقی بهلول خبر وقایع مشهد را شنید و از قاین به مشهد آمد. پس از ورود به مشهد، زیر نظر مأموران شهربانی قرار گرفت و در هجدهم تیر مأموری به سراغش آمد تا او را دستگیر کند. بهلول به حرم پناه برد. در حرم ایشان را دستگیر کردند و به کشیکخانه بردند. ایشان درباره زمان دستگیری و حضور زنان میگوید: «.. پس از اینکه در یکی از اتاقهای صحن حرم مرا بازداشت کردند، یکی از زنان شهر گناباد مرا دید و برای رهاییام داد و فریاد کرد و مردم را به کمک طلبید. پلیس او را دستگیر و از آنجا دور کرد. بعد از آن چهار زن دیگر از اهالی شیراز به میدان آمدند و مثل آن زن گنابادی به داد و فریاد و تحریک مردم برای آزادیام پرداختند. پلیس این چهار زن را هم دستگیر کرد.» (خاطرات سیاسی بهلول، قم، اسوه)
خبر تحصن مردم در حرم به روستاها هم رسیده بود. تعداد زنان براساس آنچه در خاطرات حاضران آمده است، بیشتر از هزار نفر بود. ناله و شیون خانمها در مسجد غوغا بهپا کرده بود. بعضی از آقایان نگران حضور زنها و بهدنبال بازگرداندنشان به خانه بودند، اما زنان شهر دیگر قرار نبود آرام بگیرند. صدای شیونشان از حرم هم بیرون میرفت.
محتوای اسناد باقیمانده از قیام مسجد گوهرشاد به تعداد زنانی که در این ایام در این ماجرا حضور داشتند، اشاره میکند. در سند شماره ۵ از مجموعه منتشرشده مرکز اسناد انقلاب اسلامی آمده است: «نزدیک به دویست زن در حرم به تدریج مجتمع شده، مشغول نوحهسرایی هستند. هنگامه غریبی برپا بود. سپس به فاصله کمی همان عده قرآن به دست گرفته، به قصد تلگرافخانه از دالان کتابفروشی بیرون شدند.» (قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد)
لابهلای مطالب منتشرشده خاطرات یکی از افراد نظامی که در مجله «رعد امروز» در سال ۱۳۲۳ چاپ و منتشر شده است، به حضور زنان در جریان قیام مسجد گوهرشاد اشاره دارد: «.. خوب به خاطر دارم که در پیشاپیش آنان زنی که یک چوب بلند در دست داشت، فریادزنان میدوید.» در ادامه با اشاره به صحن نو، مینویسد: «مردی روی چهارپایه رفته، مشغول خطابه است، اما بهواسطه دوری راه و هیاهو، ناله مجروحان و زنها، صدا شنیده نمیگردید. به محض ورود به دارالحفاظ، چند زن مشغول شیون و زاری شدند.» (واقعه خراسان)
روز جمعه بیستم تیرماه به دستور شاه نیروهای نظامی اطراف حرم را محاصره کردند. یکبار حمله کردند و مغلوب مردم شدند. شوشتری به نقل از اسدی و پاکروان میگوید: «اعلیحضرت فرموده بود اگر بیش از این مسامحه کنید و تعلل ورزید، نه کلاه بر سر شما و نه تاج بر سر من باقی خواهند گذارد. امر میکنم و فرمان میدهم امشب [نیمهشب شنبه]باید غائله بدون خونریزی خاتمه یابد. هر قدر قشون لازم است، باید آنها را محاصره کرده، محرکین را دستگیر، مردم متفرقه را آزاد سازید.»
در شب ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ درحالیکه تعداد متحصنان بیشتر شده بود، نیروهای نظامی همه درها و راههای ورود و خروج به مسجد گوهرشاد و حرم را بستند. درحالیکه مردم بهدنبال شکستن درها و راه فرار بودند، دستور شلیک صادر شد و متحصنان گلوله باران شدند.
«.. برای تمیزکردن مسجد رفتیم. وقتی رفتم به داخل مسجد، دیدم که همهجا خون ریخته است. این طرف و آن طرف پر خون بود. چادر زنها، تکهپاره لباسها و کفش و کلاهها بود که در مسجد ریخته شده بود، اما کسی نبود. جلو کفشکن پر از خون بود...» (خاطرات حاجغلامعلی نخلعی، کفشدار مسجدگوهر شاد: مرکز اسناد انقلاب اسلامی)
نام:
قیام گوهرشاد
شرح ماجرا:
سرکوب مردم معترض توسط نیروهای دولتی
زمان:
تیرماه ۱۳۱۴خورشیدی
دوره:
رضاخان پهلوی
مکان:
مسجد گوهرشاد
علت:
اعتراض مردم مشهد و روحانیان به قانون تغییر لباس و حصر آیتا... سیدحسین قمی
عاملان:
نیروهای دولتی
نتایج:
شکست تحصن
تلفات:
بیش از ۱۶۰۰ کشته و دستگیری تعدادی از روحانیان و تبعید آنها !